هرگز از مرگ نهراسيده ام اگر چه دستانش از ابتـذال، شکننده تر بود. هراس من – باری – همه از مردن در سرزمينی است؛ که مزد گورکن، از آزادی آدمی افزون تر باشد. ● جستن يافتن و آنگاه به اختيار برگزيدن و از خويشتن خويش باروئی پی افکندن … اگر مرگ را از اين همه ارزشی بيش تر باشد، حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسيده باشم.